اطلاعیه سایت

رمان خون تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد . مطالب در صورت درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه رایانه ای از وب حذف خواهند شد
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا


رمان دختر حاج آقا

در این قسمت از رمان خون در خدمت شما دوستان عزیز هستیم با رمان عاشقانه با نام “رمان دختر حاج آقا” امیدواریم مورد پسندتون باشه همراه ما باشید.

رمان دختر حاج آقا

خلاصه از از رمان :»

لپمو خاروندم و از چپ به راست همه رو از نظر گذروندم!
کنار پنجره ی عریض مستطیل نشسته بود و خیره به ساعت مچیش انتظار منو میکشید!

سر و وضع اسفناکی داشتم چون خز و خیل ترین تیپ ممکن رو زده بودم!

ادامه مطلب

رمان عروس استاد

رمان عروس استاد


رمان عروس استاد

در این قسمت از رمان خون در خدمت شما دوستان عزیز هستیم با رمان عاشقانه و با نام “رمان عروس استاد” امیدواریم مورد پسندتون باشه همراه ما باشید.

رمان عروس استاد

خلاصه از رمان:»

شایعه زیاد بود مثلا چند نفر ادعا می کردن با استاد رابطه داشتن و اون ولشون کرده .
من رفتار بدی ازش ندیده بودم اما خوب ترسناک بود بخوای به خونه ی کسی بری که نمی شناسی .از ناچاری سکوت کردم تا اینکه بالاخره به خونه ی استاد رسیدیم… در کمال تعجب ماشین رو روبه روی یه عمارت بزرگ نگه داشت
درو با ریموت باز کرد و ماشین و داخل برد. با دیدن استخر و حیاط بزرگ دهنم باز موند… یعنی استاد تا این حد پولدار بود ؟

ادامه مطلب

دانلود رمان ازدواج اجباری

دانلود رمان ازدواج اجباری


دانلود رمان ازدواج اجباری

در این تایم زمانی از وبسایت رمان خون در خدمت شما هستیم با رمان عاشقانه با نام “دانلود رمان ازدواج اجباری” امیدوارم مورد پسندتون باشه همراه ما باشید.

دانلود رمان ازدواج اجباری

خلاصه ای از رمان:»

خونه ما از نقاط پایین شهر بود یه خونه ویلایی حیاط دار با دیدن bmw سفید رنگی که در خونه پارک شده بود تعجب کردم تو این محله هیچکی از این ماشینا نداشتماونم ماشینی که جلوی خونه ما پارک شده باشه با تعجب رفتم تو خونه دو جفت کفش مردونه در خونه گذاشته بود در رو باز کردم ورفتم

ادامه مطلب

دانلود رمان حرارت تنت

دانلود رمان حرارت تنت


دانلود رمان حرارت تنت

در این قسمت از رمان خون در خدمت شما هستیم با “رمان عاشقانه ” با نام “دانلود رمان حرارت تنت” امیدواریم مورد پسندتون قرار بگیره همراه ما باشید.

دانلود رمان حرارت تنت

خلاصه ای از رمان:

نفس نفس می زنم. توجهش سمت دیوار جلب میشه و یه قدم جلو میاد … ترسیده تر، هر دو دستم رو جلوی دهنم میذارم
و تکیه م رو به دیوار میزنم .. چسبیدن رژ لبم به کف دستم رو حس میکنم … کمر لختم سردی دیوار سنگی سفید رنگ

ادامه مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

DMCA.com Protection Status
Xبستن تبلیغات
کانال تلگرامی رمان پلاس