خانه » رمان » دانلود رمان عمارتی برای عاشقی

اطلاعیه سایت

رمان خون تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد . مطالب در صورت درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه رایانه ای از وب حذف خواهند شد

دانلود رمان عمارتی برای عاشقی

در خدمت شما دوستان عزیز هستیم در این وقت روز از وبسایت رمان خون با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان عمارتی برای عاشقی ” امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد در ادامه همراه ما باشید.

دانلود رمان عمارتی برای عاشقی

قسمتی از رمان »

نگاهی به نامزدم انداختم. سرشو پایین انداخته بود و داشت درسشو مینوشت بقیه بچه هام مشغول نوشتن مشقشون بودن!

همه ش ۱۳ساله ش بود و دل من بی طاقت واسه اندامش…! اب دهنمو پرصدا قورت دادم حسای مردونه م داشت فعال میشد

پاهاشو از هم وا کرده بود و من میتونستم خط بهشتشو بیینم! بی طاقت بلند شدم
و به طرفش رفتم و کنارش رو نیمکت نشستم

نگاهم کرد
_اقا چیزی شده؟!
من میدونستم قراره این دختر به زودی زنم شه، اما اون نه!
_اومدم کمکت کنم!

چشماش برق زد : جدی اقا؟!
سرمو تکون دادم : اهوم
خندید و خودشو بیشتر بهم نزدیک کرد. برجستگیم داشت شلوارمو پاره میکرد

_اما یه شر‌ط داره
_چه شرطی؟!
دستمو رو رون پاش گذاشت
_بذاری دستمو تو شلوارت ببرم!
چشماش گرد شد : اما اقا مامانم گفته نذارم غریبه ها بهم دست بزنن!
_من فرق دارم دختر کوچولو
لباشو جلو داد که بی هیج حرفی اروم دستمو تو شلوارش بردم با حس گرمی بهشتش

چشمامو رو هم گذاشتم ، اوووف لعنتی
اروم انگشتمو بین پاش چرخوندم که لبشو گاز گرفت
_اوف چه خوبه
_جدی؟!
_اره
لبخندی زدم و تپلیشو تو دستم گرفتم دستشو رو رونم گذاشت و فشاری به پام داد… منم از فرصت استفاده کردم و دستشو گذاشتم رو مردونه م
_بمالش گندم
چشمی گفت و شروع کرد به مالیدنش متعجب پرسید
_چرا انقدر سفته؟!
_بعدا نشونت میدم!
متعجب نگاهم کرد … انقدر مالید که داشتم به اوج میرسیدم که یهو تقه ایی به در خورد با شنیدن صدای مدیر مدرسه با ترس دستمو از تو شلوار گندم بیرون اوردم

و بلند شدم ، برجســتگیم بدجور میزد تو دوق دستمو تو هم حلقه کردم و جلوی شلوارم گذاشتم…/ جهت مشاهده نسخه کامل این رمان لطفا اط باکس دانلود زیر استفاده کنید


دانلود پارت 1 تا 23 با لینک مستقیم

پارت 24

پارت 25 – 26

پارت 27 – 28

پارت 29

پارت 30 – 31

پارت 32

پارت 33 – 34

پارت 36 – 35

این رمان آپدیت میشود


رمان های که دیگران خوانده اند »

رمان بی بازگشت

رمان شبی که لیلی مرد

صیغه خان

خانواده الف

شاهزاده خر سوار من

اشتراک گذاری مطلب
اعلام نارضایتی از رمان منتشر شدهاعلام نارضایتی

تاکنون 34 نظر ثبت شده است.

  1. رمان قشنگیه . فقط نمیدونم چرا یه جاهاش خنک میشه

  2. سلام خیلی رمان باحالیه فقط نمیدونم چرا تموم رمان های آنلاین دیر و کم پارت گذاری میشه …

  3. سلام پارت های جدیدو چه روز هایی میزارید؟

  4. ممنونم

  5. سلام کی این رمان رو تو سایت میزارید؟

  6. سلام
    نمیشه بگین که تو سایت هم رمانو بذاره؟
    چون الان که تلگرام فیلتره بیشتر مردم تلگرام ندارن

  7. سلام
    هنوز صحبت نکردین یا اینکه اجازه ندادن رمانشونو توی سایت بزارین؟؟

  8. سلام
    میتونم بپرسم کی این رمان رو تو این سایت میزارید

    • سلام درج شد رمان فوق العاده زیبایی هست خودم تمام پارتهاشو تو یه روز خوندم عالیععع

  9. خب با نویسنده صحبت کنید توی سایت هم منتشر کنه
    اینطوری بازدید از رمانش هم خیلی بیشتر میشه
    الآن عین قبلا همه تلگرام ندارن و با اپ های دیگه کار میکنن

  10. چرا این رمان هیچجا نیس
    حتی توی کانالتونم دوباره میاد صفحه خودتون که دسترسی نداره😧😧😧

  11. سلام میشه رمانو تو همین سایت بزارید من دسترسی به تلگرام ندارم مطمنم خیلیا هستن مثل منن ممنون میشم ازتون

  12. سلام میشه این رمانو تو سروش پلاس هم بذارین؟

  13. سلام من نمیتونم این رمانو دان کنم میشه راهنماییم کنید؟

    • سلام این رمان آنلاین هست بذارید مشکل نت رفع بشه بعدش با وی پی ان تست کنید

  14. سلام ،یه جا دیگه جز کانال تلگرام بزارید رمان رو.

  15. سلام، من نمیتونم این رمانو دان کنم میشه راهنماییم کنین؟

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم