خانه » رمان » رمان ارباب اردلان

اطلاعیه سایت

رمان خون تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد . مطالب در صورت درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه رایانه ای از وب حذف خواهند شد

رمان ارباب اردلان

در خدمت شما هستیم با رمان عاشقانه دیگری با نام ” ارباب اردلان ” امیدواریم مورد پسندتون واقع بشه همراه رمان خون باشید/

خلاصه رمان ارباب اردلان »

نمیدونم چند ساعت گذشت ولی بین راه کسی بیدارم نکرد.
قرار بود یکسره بریم تا ویلای اردلان اونجا نهارو بخوریم.
با تکون دستای آتا چشمامو باز کردم و گیج بهش نگاه کردم.
_مامانی رسیدیم.
دهنم خشک بود اروم گفتم:_باشه عزیزم.
با کرختی از ماشین پیاده شدم و به اطراف نگاه کردم.
ویلای دنج و زیبای اردلان حالمو خوب کرد.
به گیسو که داشت وسایلو میبرد داخل لبخند زدم و گفتم:
_شمام تازه رسیدین؟
_اره یکم زود تر شما. وسایلتو سامو اردلان بردن برو کاراتو انجام بده بیا نهار.
_باشه من اتارو ببرم لباساشو عوض کنم میام کمک.
_مرسی عزیزم.
_اتا دخترم بیا بریم بالا مامان.
_میخوام بازی‌کنم.
_لباساتو عوض کردم بیا بازی.
با غر غر دنبالم اومد. حنا موهای بلندشو پشت گوشش زده بود و داشت با هدفون موزیک گوش میداد.
با دیدن من جلو اومد و سلام کرد.
_سلام ترمه جون.
_سلام عزیزم چه خوشگل شدی.
گونه هاش رنگ گرفت و تشکر کرد.
وارد که شدم به هرکی جلوی راهم بود سلام کردم و وارد اتاق کنار پله ها شدم.
همیشه تو این اتاق میموندم خیلی بزرگ نبود ولی دنج بود.
لباسای حنارو عوض کردم و رفتم کمک دخترا.
بعد نهار یکم استراحت کردیم تا حدود ساعت ۷ خوابیدم.


این رمن بصورت تاپی و انلاین میباشد

لذا جهت مطالعه انلاین این رماناز لینک زیر استفاده کنید

خواندن انلاین رمان ارباب اردلان


رمان های که دیگر کاربران مطالعه کردند »

رمان عروس صد روزه

رمان همسر دوم خان زاده

دانلود رمان رها شده
دانلود رمان یغما
رمان تدریس عاشقانه

رمان خانزاده هوس باز

رمان دانشجوی شیطون بلا

دانلود رمان طلایه

 

امتیاز 1.00 ( 1 رای )
اشتراک گذاری مطلب
اعلام نارضایتی از رمان منتشر شدهاعلام نارضایتی


درباره مدیریت :

این‌جانب علی قربانی ، به عنوان یکی از قدیمی‌ترین کاربران فضای مجازی درزمینه طراحی گرافیک، تولید محتوا سایت، طراحی سایت و.. با بیش از هشت سال تجربه کاری و با پایبندی به سه اصل، وقت‌شناسی، کیفیت و ضمانت اصالت کار مفتخر به همکاری با تعداد زیادی از مشتریان حقیقی و حقوقی بوده‌ام و هم اکنون به وبسایت رمان خون رو برای شما ایجاد کرده ام و از این بابت بسیار خرسندم که در کنار شما هستم.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

DMCA.com Protection Status
Xبستن تبلیغات
کانال تلگرامی رمان پلاس